تبليغاتX
دست نوشته های من...................




دست نوشته های من و.......................

دیروز روز انتخابات بود وهمه میخواستن بروند رای بدهند اما من با دوستان رفتیم تفریح به یکی مناطق خارج از شهر مشهد . شب قبلش همه وسایلو آماده کردیم و صبحش 5 نفری رفتیم جاغرق حدود 1 ساعت کمتر تو راه بودیم تا رسیدیم به اونجا وقتی به منطقه سر سبز جاغرق رسیدیم کوهها سر بلند کرده و درختان تنومند و.... منظره جالبی ساخته بود.ما که تازه یه مقداری داخل جاغرق رفته بودیم همون اول هاش یه کافی شاپ و رستوران و تخت برا نشستن خانواده ها بود با خودمون گفتیم دیگه رسیدیم نگو تازه اول راه بود شروع کردیم به پیاده رفتن و هر کی یک دانه از وسایل دستش بود همون جور شعر زمزمه میکردیمو میرفتیم جاده اونجا هم که خاکی بود و پر از گل لای چنان ماپیچ مارپیچ هم بود که میگفتی جاده شماله.بالاخره رسیدیم به یه جایی که آب روان بود  همون جا اتراق کردیم خلاصه تا عصر اونجا بودیم تا اینکه باد اومد و هوا به هم ریخت دیگه مجبور شدیم وسایلو جمع کنیم بگردیم .

 

در راه برگشت دیدیم مردم ریختن پای صندوقهای رای دارن رای میدن ما هم که خسته بودیم  و همین مسیر رو باید برمیگشتیم طی کردیم تو راه برگشت نه که غروب جمعه بود یه دلتنگی عجیبی دل ما رو گرفته بود که همه اون خنده ها و.... همه از یادمون رفت.دیگه با اون همه خستگی رسیدیم به خونمون تازه یادمون افتاد که میخوایم رای بدیم گفتیم کی حال داره و........که دیگه هر جوری بود رای رو دادیم حالا خوب یا بد! روز بعدشم یه سرمای حسابی خوردیم.


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 19:3 توسط ع.ر |





Copyright © 2006 - 2007 - delhaa.blogfa.com