تبليغاتX
دست نوشته های من...................

دست نوشته های من...................
دست نوشته های من و.......................
» خرداد 1388
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» پیامک یااس ام اس جدید مخصوص عید نوروز
» دیروز
» وای اینا روببین!!! قسمت اول
» جای پا خدا
» بدون شرح!
» رییس پلیس برهنه در میان شش زن
» عید نوروز
» انتقال وبلاگ
» آهنگ بسیار زیبای رضا رحمتی به نام آسمان من( با لینک مستقیم دانلود)
» اسپنسر جانسون(برگرفته از كتاب هديه اكنون)
» عكس زيبا(حتماً ببينيد!)
» اظهار نظر وزیر ارشاد درباره ی بازیگران ایرانی هالیوود
» مصاحبه با یک مرد تن فروش تهرانی !(جهت تلنگر)
» بخشش
» داشتن یا نداشتن مسئله این است!
» دوست داريد چه هديه اي از مردان بگيريد؟

داستانهای پند آموز دوشنبه سی و یکم تیر 1387

کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه   کشاورز و  مردم روستا تصميم گرفتن  چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه . 

مردم با سطل  روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي  روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .

 روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .

مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود 

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .

هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .

ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :

- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .

ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .

خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .

اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني .

هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .

 

به ياد داشته باش :

به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،

به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .

 


» جمهوری مشهد
» دوستت دارم بیشتر از دیروز کمتر از فردا
» آقای مجتبی گل نوری
» نرم افزار و هر چی بخوای
» لحظه زيبا
» دل نوشته ها
» نرم و آهسته بياييد
» بشنوازمن
» دریای آبی
» مست وتنها
» ایرانی تنها
» برو بزج روستای گلنگون
» من و تنهای هام
» فراتر از نقطه
» عاشقانه
» ترسی از جنس سکوت
» الیس الصبح بقریب
» an apple a day keeps Dr away
» عکس وموزیک.......
» خوش باش ! کار سختی نیست
» گاهنوشت های نیکیتا(خواهرم نیکیتا)
» جایی بزای همه چیز در جای خودش
» نریمان بلا!
» دختر شهر قصه ها
» عشق
» نیلوفرو....و....تنهایی....و....یک آسمان فاصله
» سند عشق یه دختر بی ریا..........
» دنیای مجازی من
» دیوونه بارون زده
» نقرین به دل ساده
» نوشته های من وتینا
» تک ستاره
» romens
» دوست عزیزم وحید
» کاش دلم
» بهترین وبلاگ ها
» ناله ي عاشق
» باران عشق
» دوستان
» قاتی/ اس ام اس و........
» نسیم فسا
» عجایب باستانشناسی
» عشق را خلاصه کن
» باران عشق 2
» ترديد خاكستري
» به نام خداي مهربو نه من
» free just for u
» زندگی عشق است وعشق افسانه نیست
» آخی چی نازه
» هم رشته اي ناز من
» ساده تر از ساده
» emperatoor144
» قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme