تبليغاتX
دست نوشته های من...................

دست نوشته های من...................
دست نوشته های من و.......................
» خرداد 1388
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» پیامک یااس ام اس جدید مخصوص عید نوروز
» دیروز
» وای اینا روببین!!! قسمت اول
» جای پا خدا
» بدون شرح!
» رییس پلیس برهنه در میان شش زن
» عید نوروز
» انتقال وبلاگ
» آهنگ بسیار زیبای رضا رحمتی به نام آسمان من( با لینک مستقیم دانلود)
» اسپنسر جانسون(برگرفته از كتاب هديه اكنون)
» عكس زيبا(حتماً ببينيد!)
» اظهار نظر وزیر ارشاد درباره ی بازیگران ایرانی هالیوود
» مصاحبه با یک مرد تن فروش تهرانی !(جهت تلنگر)
» بخشش
» داشتن یا نداشتن مسئله این است!
» دوست داريد چه هديه اي از مردان بگيريد؟

اسپنسر جانسون(برگرفته از كتاب هديه اكنون) دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

سه روش بهره گیری از لحظات حال تان


در حال حضور داشته باش

وقتی می خواهی خشنود و موفق باشی ،

بر آن چه اکنون درست و خوب است تمرکز کن

مقصودت را به کار بند تا به آن چه در حال هم است پاسخ دهی

بودن در زمان حال یعنی ، بی توجهی به عوامل مزاحم

و توجه به چیزیی که الان مهم است

تو خود زمان حال خودت را می سازی ،

از طریق چیزی که توجه ات را معصوف آن می کنی

 

از گذشته درس بیاموز  

وقتی می خواهی زمان حال ات را از گذشته ها بهتر سازی

به آن چه در گذشته اتفاق افتاده بنگر ،

هر چه با ارزش است ، از آن بیاموز

در زمان حال کارها را متفاوت انجام بده

سخت است که گذشته را رها کنی

اگر از گذشته نیاموخته باشی

به محض این که آموختی و رهایش کردی

زمان حال را بهبود می بخشی

 

برای آینده برنامه ریزی کن 

وقتی می خواهی آینده ات را بهتر از زمان حال بسازی

تصور کن آینده ی عالی به چه شکل خواهد بود

برنامه ریزی کن تا آن آینده ی عالی تحقق یابد

به برنامه هایت ، درزمان حال ، عمل کن. 


هدیه نه گذشته است و نه آینده

هدیه

لحظه اکنون است

هدیه همان هم اکنون است 


عكس زيبا(حتماً ببينيد!) دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

 

عكسي زيبا


اظهار نظر وزیر ارشاد درباره ی بازیگران ایرانی هالیوود دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

وزیر کنونی ارشاد که امشب در برنامه ی نگاه یک حضور یافته بود ، نظر صریح دولت و وزارت ارشاد را درباره ی هنرپیشگان ایرانی حاضر در هالیوود بیان کرد .

وی که در پایان برنامه به پرسش های خبرنگار جوان برنامه پاسخ های نه چندان صریح و آشکاری می داد ، در پاسخ به پرسش خبرنگار درباره ی وضعیت فعالیت هنرپیشگان هالیوودی ایران ، در ایران به طور رسمی گفت : آنان مرز قانونی را زیر پا گذارده اند و بنابراین خودشان هم باید زیر پا گذارده شوند !

گلشیفته فراهانی در «مجموعه دروغ ها»

به این ترتیب بازیگران ایرانی حاضر در هالیوود به طور رسمی در ایران ممنوع التصویر شده اند و دیگر بازیگران هم در صورت داشتن دعوت از چنین مکان هایی ، باید تنها یک گزینه را انتخاب کنند .

 

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب............


ادامه مطلب

مصاحبه با یک مرد تن فروش تهرانی !(جهت تلنگر) دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.

گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان می‌دهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی می‌داند. 

 وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده می‌گوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان که شروع به کار حرفه‌ای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسی‌های مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها سکس داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود. 

شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند می‌شود. او می‌گوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کردم.  

 او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمی‌آمد یعنی فقط به سکس و جنبه های جنسی زنان فکر می‌کردم. ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت می‌برم. زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف می‌زنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از بزرگترین مردهایی که می‌شناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم. 

 عرفان با وجود اینکه سال‌ها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچ‌گاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت می‌کند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرف‌هایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. می‌گوید: این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال میل می‌پذیرند.  

 در حاشیه همین حرف‌ها همکاران زن خود را سرزنش می‌کند و می‌گوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبت‌بار می‌کنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن می‌زند. این یک شغل است مثل همه شغل‌ها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل می‌شود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمی‌تواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه! 

 عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمی‌کنند.  

 در منطقه‌ای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه می‌کند بین 300 تا 600 هزار تومان پول می‌گیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گران‌قیمت و منزل شخصی‌اش حدس زد.  

عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بی‌هیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند".  


 


بخشش چهارشنبه هفدهم مهر 1387

شخصی را به جهنم میبردند.

در راه بر میگشت وبه عقب خیره میشد.

ناگهان خدا فرمود:

او را به بهشت ببرند.

فرشتگان پرسیدند چرا؟

پروردگار فرمود:

او چند بار به عقب نگاه کرد..........

او امید بخشش داشت.

 


داشتن یا نداشتن مسئله این است! چهارشنبه هفدهم مهر 1387

جوانی گفت شانزده سال دارم بزرگی به او خرده گرفت

و گفت:باید بگویی

:دیگر آن شانزده سال را ندارم!


» جمهوری مشهد
» دوستت دارم بیشتر از دیروز کمتر از فردا
» آقای مجتبی گل نوری
» نرم افزار و هر چی بخوای
» لحظه زيبا
» دل نوشته ها
» نرم و آهسته بياييد
» بشنوازمن
» دریای آبی
» مست وتنها
» ایرانی تنها
» برو بزج روستای گلنگون
» من و تنهای هام
» فراتر از نقطه
» عاشقانه
» ترسی از جنس سکوت
» الیس الصبح بقریب
» an apple a day keeps Dr away
» عکس وموزیک.......
» خوش باش ! کار سختی نیست
» گاهنوشت های نیکیتا(خواهرم نیکیتا)
» جایی بزای همه چیز در جای خودش
» نریمان بلا!
» دختر شهر قصه ها
» عشق
» نیلوفرو....و....تنهایی....و....یک آسمان فاصله
» سند عشق یه دختر بی ریا..........
» دنیای مجازی من
» دیوونه بارون زده
» نقرین به دل ساده
» نوشته های من وتینا
» تک ستاره
» romens
» دوست عزیزم وحید
» کاش دلم
» بهترین وبلاگ ها
» ناله ي عاشق
» باران عشق
» دوستان
» قاتی/ اس ام اس و........
» نسیم فسا
» عجایب باستانشناسی
» عشق را خلاصه کن
» باران عشق 2
» ترديد خاكستري
» به نام خداي مهربو نه من
» free just for u
» زندگی عشق است وعشق افسانه نیست
» آخی چی نازه
» هم رشته اي ناز من
» ساده تر از ساده
» emperatoor144
» قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme